باقرى بيدهندى
280
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
آهنين مردان آزادى كه در راه جهاد * از شهامت هر يك اندر جبهه كوهى پايدار سينهها گردد سپر گويا ندارد ترس و بيم * از مسلسها و توب و تانك اندر كارزار هست مصداق حديث قم يگانه رهنما * آية اللَّه خمينى مرجع عالى تبار اين يگانه بتشكن طاغوت را نابود كرد * شد رژيم پهلوى رسوا بهر شهر و ديار نيست در تاريخ ايران ظالمى چون پهلوى * گوئيا حجاج دارد ز آن ستمها ننگ و عار هستى ايرانيان با دست او بر باد رفت * از بناى كاخهاى شوم هر شهر و ديار عقل حيران است از اوضاع زندان اوين * مرد و زن صد بار جان دادند در آن گيرودار تو گمان دارى كه زندانش ابدى تنها اوين * جايگاه حبس او را نيست احصاء در شمار انتقام كيفرش را داده خلاق مجيد * صد هزاران كيفرش باقىست در روز شمار لعن و دشنام تمام مرد و زن در انقلاب * هست مزد پادشاهى كه ندارد ننگ و عار مؤمنى دارد تقاضا از خداى منتقم * اين فرارى را دهد كيفر روزى صد هزار ديوان مؤمنى صفحه 16 . از سيد رضا واعظ مؤمنى تنكابنى